چرا پورشه به باری بر دوش فولکسواگن تبدیل شده است؟
به گزارش مجله ماشین، پورشه که سالها به عنوان «موتور اصلی سودآوری» گروه فولکسواگن شناخته میشد، اکنون به بزرگترین چالش این خودروساز تبدیل شده است. کاهش شدید ارزش داراییهای این برند لوکس، در کنار افت فروش در بازار چین و فشارهای تعرفهای در ایالات متحده، برنامه تجدید ساختار گسترده فولکسواگن را با ابهامات جدی مواجه کرده است.
گروه فولکسواگن، بزرگترین خودروساز اروپا، هفته گذشته با صدور هشدار جدیدی درباره سودآوری خود، پیشبینی حاشیه سود سال ۲۰۲۶ را به حداکثر ۱ درصد کاهش داد. بخش بزرگی از این بحران، ناشی از عملکرد ضعیف پورشه است؛ برندی که تنها چند سال پیش با عرضه اولیه عمومی (IPO) پرسروصدا، امید اول سرمایهگذاران بود، اکنون به «پاشنه آشیل» گروه تبدیل شده است.
تحلیلگران بازار معتقدند روزهایی که پورشه به تنهایی بار سنگین سودآوری فولکسواگن را به دوش میکشید، به پایان رسیده است. کاهش ارزش ۶ میلیارد یورویی داراییهای فولکسواگن در پورشه، زنگ خطری جدی برای سرمایهگذاران محسوب میشود؛ رقمی که نسبت به سال گذشته رشد قابل توجهی داشته و نشاندهنده نبود نظارت کافی و وجود «غافلگیریهای منفی» در صورتهای مالی است.
چین که زمانی بازاری بسیار پرسود برای پورشه بود، اکنون با تغییر ذائقه مشتریان و رقابت سخت خودروهای برقی محلی، به پاشنه آشیل این برند تبدیل شده و منجر به تعدیل شبکه نمایندگیها شده است.
سیاستهای تعرفهای جدید در بازار ایالات متحده، حجم فروش مدلهای گرانقیمت پورشه را تحتالشعاع قرار داده است.
هزینههای سنگین و انتقال دشوار به سبد محصولات الکتریکی، حاشیه سود پورشه را که روزگاری رشکبرانگیز بود، اکنون به سطحی پایینتر از برندهای اقتصادیتر گروه، مانند «اشکودا»، رسانده است.
نکته قابل تامل در این گزارش، ظهور «اشکودا» به عنوان موتور سودآوری جدید در بدنه فولکسواگن است. تحلیلگران صنعت خودرو معتقدند این برند چکتبار اکنون با حاشیه سود بالاتر و عملکردی منعطفتر، عملاً جایگاه سابق پورشه را در گروه تصاحب کرده است.
در حالی که «میشائیل لایترس»، مدیرعامل پورشه، همچنان بر دستیابی به اهداف میانمدت و حاشیه سود ۱۰ تا ۱۵ درصدی تأکید دارد، کارشناسان بازار با دیدی تردیدآمیز به این وعدهها نگاه میکنند. به عقیده بسیاری، اتخاذ استراتژی «کیفیت بر کمیت» توسط پورشه، اگرچه حاشیه سود را حفظ کرده، اما باعث کوچکتر شدن ابعاد کسبوکار این برند شده که در نهایت به سود خالص ناچیزی ختم میشود.
بسیاری از کارشناسان تأکید دارند که با توجه به شرایط فعلی، صرفاً «تعدیل نیرو» و «کاهش هزینهها» برای خروج فولکسواگن از این بحران ساختاری کافی نخواهد بود و این گروه نیازمند بازنگری اساسی در استراتژیهای کلان خود است.




