نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ذخیره
کد خبر: 110
زمان انتشار: 01 بهمن 1396 14:41:00

تست و مقایسه 500 کیلومتری سوزوکی گرند ویتارا و سانگ یانگ اکتیون

تب خرید،فروش و استفاده از خودروهای کراس اوور در کشور گسترش یافته و در این بین CUV هایی هستند که با دو دیفرانسیل قادر به حرکتند، هرچند نباید از اینگونه خودروها انتظار شن نوردی در بیابان را داشت اما به مراتب بهتر از هاچ بک ها هستند. در ادامه دو نمونه از این گروه کاربردی را که علاوه بر قیمت مناسب، بازار دست دوم خوبی هم دارند را در یک مسیر 500 کیلومتری به چالش می کشیم.
تست و مقایسه 500 کیلومتری سوزوکی گرند ویتارا و سانگ یانگ اکتیون
مجله ماشین/  تب خرید،فروش و استفاده از خودروهای کراس اوور در کشور گسترش یافته و در این بین CUV هایی هستند که با دو دیفرانسیل قادر به حرکتند، هرچند نباید از اینگونه خودروها انتظار شن نوردی در بیابان را داشت اما به مراتب بهتر از هاچ بک ها هستند. در ادامه دو نمونه از این گروه کاربردی را که علاوه بر قیمت مناسب، بازار دست دوم خوبی هم دارند را در یک مسیر 500 کیلومتری به چالش می کشیم.  

به گزارش کارشناس مجله ماشین مهم‏ترین مشخصه ساختاری خودروهای دو دیفرانسیل واقعی یا SUV قرار گرفتن پیشرانه در طول خودرو و وجود گیربکس کمکی (Transfer Case) در کنار گیربکس و خروج نیرو از آن توسط گاردان‏های جلو و عقب است. اصلی‏ترین تفاوت بین SUVها و CUV همین‏جاست. رقیب ضعیف‏تر یعنی CUV‏ها مجهز به یک پیشرانه در عرض خودرو هستند و فقدان گیربکس کمکی و گاردان، جلو از مشخصات اصلی آنهاست، چرا که نیروی مورد نیاز چرخ‏های جلو همانند خودروهای دیفرانسیل جلو مستقیماً از گیربکس به پلوس‏ها منتقل می‏شود. البته وجود شاسی نردبانی در SUV‏ها هم از مشخصات بارز است. 
اما با ورود سوزوکی گرند ویتارا و نسل چهارم میتسوبیشی پاجرو در سال 2006 و استفاده از ساختار مونو کوک که فاقد شاسی مجزا هستند، سبک جدیدی از این خودرو‏ها را شاهد هستیم و احتمالاً حذف شاسی نردبانی مجزا را در محصولات جدیدتر شاهد خواهیم بود. 
خودروهای مورد آزمایش ما هر دو از ساختار پیشرانه و گیربکس در طول خودرو بهره برده و هر دو دارای گیربکس کمکی با ضریب دنده سنگین هستند، ولی دو تفاوت عمده دارند: سوزوکی گرند ویتارا فاقد شاسی مجزاست و نیروی محرک همیشه به چهار چرخ منتقل می‏شود و سه حالت چهارچرخ محرک را برای رانده شدن ارائه می‏کند. در مقابل سانگ یانگ اکتیون مجهز به شاسی نردبانی است و در حالت عادی به‏صورت دیفرانسیل عقب حرکت می‏کند، البته دو حالت چهارچرخ متحرک هم برای راننده در نظر گرفته شده است. البته همین تفاوت باعث شده فرمان گرند ویتارا در حالت چهارچرخ سبک (4H) نرم و سبک باشد، ولی در اکتیون به محض انتخاب حالت 4H فرمان سنگین شود. سنگینی فرمان در حالت 4L در هر دو خودرو وجود دارد. اما مزایا و معایب این دو تفاوت را در ادامه بررسی خواهیم کرد. 
روی آسفالت
به گزارش کارشناس مجله ماشین در این بخش از آزمایش، برنده اصلی رقابت سوزوکی گرند ویتاراست. علیرغم برخورداری از گیربکس 4 سرعته و 1700 کیلوگرم وزن، پیشرانه 4/2 لیتری 169 اسب‏بخاری به‏خوبی از پس خودرو بر می‏آید و سرعت و شتاب مناسبی داشته و علیرغم سفتی فنرها نسبت به خودروهای سدان معمولی، سواری مناسبی دارد و سرنشینان لذت کافی از سواری می‏برند. تسلط راننده روی خودرو خوب است و دید کافی شیشه‏ها و آینه‏ها و ارتفاع مناسب خودرو به همراه فرمان دقیق، سفر لذت بخشی برای سرنشینان به ارمغان خواهد آورد. ارگونومی کابین هم خوب است، ولی صندلی‏های جلو خیلی خوب راننده و سرنشین را محافظت نمی‏کنند و کمی حالت نیمکتی دارند. 
در مقابل اکتیون در مقام دوم می‏ایستد. علیرغم فنربندی مناسب و استفاده از رینگ 16 اینچی که یک سایز کوچک‏تر از سوزوکی است و لبه بلندتر لاستیک، لرزش زیادی روی آسفالت به خودرو منتقل شده که در مسافت طولانی و آسفالت نامناسب آزاردهنده است. پیشرانه 3/2 لیتری 150 اسب‏بخاری سری M111 مرسدس بنز به‏خوبی از پس وزن 1940 کیلوگرمی اکتیون بر نمی‏آید و گیربکس 6 سرعته تیپ ترونیک اکتیون واقعاً راننده را کلافه می‏کند. 
به گزارش کارشناس مجله ماشین تعویض دیر هنگام و نابه‏جای دنده‏ها در حالت اتوماتیک و تأخیر در حالت تیپ ترونیک قابل چشم‏پوشی نیست و چند بار در هنگام تغییر دنده از حالت اتوماتیک به تیپ ترونیک، انتخاب دنده نامناسب مشاهده شد. فرمان هم بسیار نرم و سبک است و حس درستی از جاده به دستان راننده منتقل نمی‏کند. نرمی فرمان به‏قدری زیاد است که بی‏اختیار به یاد فرمان هیدرولیک آمریکایی‏های دهه 70 افتادم. 
عدم تغییر در حساسیت فرمان در سرعت‏های بالا هم جای تعجب دارد. شیب زیاد شیشه و ستون‏های جلو که حتی بیشتر از شیب شیشه جلو پژو 206 به‏نظر می‏رسد حس نامأنوسی دارد و در خور یک SUV نیست. طراحی کابین و ارگونومی آن هم کاملاً متفاوت با ماشین‏های دیگر است و کاملاً مختص سانگ یانگ است، به‏ طوری که در بدو ورود به خودرو کمی نامأنوس جلوه می‏کند ولی کم‏کم عادت می‏کنید. البته کلیدهای تنظیم چراغ جلو و تغییر حالت گیربکس و گرم‏کن صندلی‏ها در جای مناسبی قرار نگرفته و دائم با پای رانندگان بلندقد درگیری خواهند داشت. صندلی‏ها بسیار راحت بوده و حمایت مناسبی از سرنشینان به عمل می آورند. و تنظیمات برقی صندلی‏های جلو مخصوصاً سمت راننده که در تمام جهات تنظیم می‏شوند، رضایت‏بخش است. البته روکش چرم صندلی‏ها کیفیت خیلی معمولی دارد. 
خارج جاده
برعکس جاده آسفالت، در خارج جاده به دوگانگی می‏رسیم و انتخاب برنده و بازنده امکان پذیر نیست، چرا که هر کدام از رقبا ویژگی های مختص به خودشان را دارند. اکتیون سواری نرم و خوبی ارائه می‏کند و واقعاً از خجالت راننده و سرنشین در می‏آید و پستی بلندی و افت و خیز روی ناهمواری‏های جاده را بر نمی‏تابد. روی صندلی عقب هم نشستم و دوستم نهایت استفاده را از گاز و دنده برد، ولی سواری رضایت‏بخش بود. فنربندی سوزوکی سواری خشک و نسبتاً کوبنده‏ای در خاکی برایتان تدارک دیده، مخصوصاً سرنشینان عقب کمی ناراحت خواهند شد. اما کشش و پایداری سوزوکی به لطف بهره‏گیری از چهارچرخ روی دیگر سکه است و با اطمینان بهتری در پیچ‏های ناهموار حرکت می‏کند. 
در مقابل به هنگام حرکت چهار چرخ سبک با اکتیون فرمان را کمی سفت خواهید یافت، ولی فاصله بیشتر کف خودرو در اکتیون شما را در برخورد با ناهمواری‏ها کمتر نگران خواهد کرد. هر دو به هنگام استفاده از ضریب سنگین گیربکس کمکی سنگ تمام گذاشتند و شیب و ناهمواری و لغزندگی برای آنها معنی نداشت. البته شاسی مقاوم‏تر اکتیون و لبه بلند‏تر لاستیک، کمی اعتماد به ‏نفس بیشتری در راننده ایجاد می‏کند. زاویه حمله در هر دو خودرو مناسب است و نگران ورود به شیب‏ها نخواهید بود، ولی زاویه فرار در اکتیون بهتر و احتمال برخورد سپر عقب به سطح مسیر شیب‏دار کمتر است. دید مناسب‏تر گرند ویتارا در زمان حرکت آفرود، از مزایای آن است. 
مصرف سوخت
فناوری جدیدتر پیشرانه و زمان‏بندی متغیر سوپاپ‏ها و وزن کمتر سوزوکی گرند ویتارا باعث شد که مصرف سوخت کمتری را ثبت کنیم و به‏ صورت میانگین، 10 لیتر بنزین را در بزرگراه و مسیر شیب‏دار تجربه نمود. اکتیون علیرغم داشتن 6 دنده در گیربکس به‏دلیل وزن بیشتر و فناوری دهه نودی پیشرانه مرسدسی خود مصرف سوخت میانگین 5/11 لیتر در 100 کیلومتر را ثبت کرد. البته نامناسب بودن ضریب دنده‏های گیربکس هم بی‏تأثیر نبود و هنگام استفاده از سرعت های 5 و 6 گیربکس و سرعت بالاتر از 120 کیلومتر، دور پیشرانه زیاد بالا می‏رفت و فرقی با گرند ویتارای 4 سرعته نداشت. اما باک حجیم‏تر اکتیون، برای خودش مزیتی است.
تجهیزات
به گزارش کارشناس مجله ماشین گرند ویتارا مورد آزمایش ساخت سال 1390 و از تیپ کلاس 8 بود و در این روزها که کلاس 10 با تغییر قیافه و تجهیزات بیشتر وارد بازار شده، کمی قدیمی جلوه می‏کرد. سانگ یانگ اکتیون هم که از سال2014 با چهره جدید عرضه شده در دو نوع پرستیژ و لاکچری قابل خرید است. 
نمونه مورد آزمایش ما از نوع پرستیژ بود و مجهز به این تجهیزات است: دو اربگ، آینه‏های تاشو برقی و گرم‏کن‏دار، سانروف، صندلی‏های چرمی که در جلو با تنظیمات برقی و گرم‏کن و در عقب از نوع تاشو هستند، به همراه گرم‏کن شیشه جلو و کروز کنترل عرضه می‏شود. در نوع لاکچری سامانه‏های اربگ‏های جانبی، سامانه ضد واژگونی، تهویه مطبوع اتوماتیک به همراه گرم‏کن فرمان و رینگ‏های 18 اینچی و لاستیک‏های پهن‏تر عرضه می‏شود. اتاق اکتیون با شیشه شیب‏دار عقب و شکل خاص خود هم جالب توجه است، ولی حجم کمتر محفظه بار، از معایب آن است و دستگیره داخلی در صندوق عقب در جای مناسبی تعبیه شده و در صورت عدم آشنایی با نحوه استفاده از آن، ممکن است باعث صدمه دیدن دست افراد شود. 
 

 

 

سوزوکی گرند ویتارا مدل 1390

سانگ یانگ اکتیون مدل2013

نوع پیشرانه/ تعداد سیلندر

خطی، تنفس طبیعی /4

حجم پیشرانه (سی‏سی)

2400

2300

حداکثر قدرت (اسب‏بخار/دور در دقیقه)

6000/169

5500/148

حداکثر گشتاور (نیوتن‏متر/دور در دقیقه)

3800/227

4600/214

وزن خالص (کیلوگرم)

1565

1887

شتاب صفر تا 100 (ثانیه)

12

14

حداکثر سرعت (کیلومتر در ساعت)

175

170

نوع جعبه دنده

4 سرعته اتوماتیک

6 سرعته تیپ ترونیک

طول×عرض×ارتفاع (میلی‏متر)

1695×1810×4470

1735×1880×4465

فاصله بین محورها (میلی‏متر)

2639

2741

وضعیت انتقال قدرت

دو دیفرانسیل

ابعاد لاستیک‏ها جلو-عقب

225/65R17

225/75R16

حجم مخزن سوخت (لیتر)

66

75

میانگین مصرف سوخت در 100 کیلومتر (لیتر)

7/9

6/9

حدود قیمت (میلیون تومان)

130-120

95-90

 

 
تصاویر
OK
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
آدرس ايميل شما:
آدرس ايميل گيرندگان:
هر یک از ایمیل ها را در یک سطر وارد نمایید، حداکثر ۲۰ آدرس