نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ذخیره
کد خبر: 75
زمان انتشار: 14 دی 1396 11:38:00

تست سه روزه و ۲ هزار کیلومتر رانندگی با فورد ماستنگ کروکی

دوست داران ماستنگ یکی از خصائص آن را به کیفیت سواری ترجیح می‏دهند و آن هم درپوش بلند موتور و برجسته آن است که به هنگام تخت گاز رفتن دید خیابان را محدود می‏کند. خوشبختانه در این نسل، دوست داران ماستنگ کاملاً راضی شده‏اند، چرا که درپوش بلند موتور به همراه برجستگی روی آن و طرح بریده شده جلو پنجره، طرح آن را از همیشه جسور‏تر و زیبا‏تر کرده است.
نویسنده: علی رزوان
تست سه روزه و ۲ هزار کیلومتر رانندگی با فورد ماستنگ کروکی

 مجله ماشین /  در تمامی دنیا عده‏ای هستند که به نامی خاص و یا تیم ورزشی خاصی علاقه داشته و بعضی‏ها هم پا فراتر گذاشته و با آن متعصبانه برخورد می‏کنند. به عنوان مثال دو تیم فوتبال استقلال و پرسپولیس. . . . ! انتقاد از آنها جسارت خاصی می‏خواهد. در دنیای اتومبیل هم برندهایی چون مرسدس و ب‏ام‏و از این دسته هستند و در شرکت‏های آمریکایی هم، فورد ماستنگ از آن دسته است که حتی پیش پرندگان هم نمی‏شود از آن انتقاد کرد! بنابراین اگر شما هم از آن دسته هستید لطفاً مرا ببخشید، چون در این مطلب پس از رانندگی سه روزه و پیمودن ۲ هزار کیلومتر، می‏خواهم نظر شخصی خودم با شما همراهان مجله ماشین را در میان بگذارم. 


فورد از سال ۱۹۶۵ تا کنون، ۶ نسل ماستنگ را روانه بازار کرده که به عقیده شخصی من هنوز نسل دوم آن، که در بین سال‏های ۱۹۷4 تا ۱۹۷۸ تولید شده، زیبایی خاصی دارد و پس از فراز و نشیب‏های زیاد، شاید در نسل ششم، روح خشمگین و چهره جسور آن دوباره برگشته باشد. 
در نسل جدید طول خودرو به میزان ۱۴ میلی‏متر کاهش و پهنای آن ۴۶ میلی‏متر افزایش یافته ولی حد فاصل محور‏ها ثابت نگه داشته شده و این یعنی Overhang کمتر که در کنار سیستم تعلیق چند گانه در عقب و سیستم مک فرسون بازنگری شده در محور جلو، نوید سواری و هندلینگ بهتری را در دست انداز‏ها و در سر پیچ‏ها می‏دهد و شاید از تکان‏ها و عدم پایداری در سر پیچ‏ها دیگر خبری نباشد.
 البته دوست داران ماستنگ یکی از خصائص آن را به کیفیت سواری ترجیح می‏دهند و آن هم درپوش بلند موتور و برجسته آن است که به هنگام تخت گاز رفتن دید خیابان را محدود می‏کند. خوشبختانه در این نسل، دوست داران ماستنگ کاملاً راضی شده‏اند، چرا که درپوش بلند موتور به همراه برجستگی روی آن و طرح بریده شده جلو پنجره، طرح آن را از همیشه جسور‏تر و زیبا‏تر کرده است.
 طراحی طرفین و پشت آن جذابیت خاصی ندارد، ولی طرح کلاسیک چراغ‏های عمودی سه گانه ماستنگ در عقب، به زیبایی در چراغ‏های جلو تکرار شده و طراحی یکنواخت و ساده‏ای را برای آن فراهم کرده و در شب به هنگام راهنما زدن نحوه روشن شدن چراغها، هر بیننده‏ای را مجذوب خاص بودنش می‏کند و به راحتی حتی از دور هم قابل تشخیص است. 
فورد برای نسل ششم در سال ۲۰۱۶ سه موتور 6 سیلندر 7/۳ لیتری با ۳۰۰ اسب‏بخار و ۸ سیلندر ۵ لیتری با ۴۳۵ اسب‏بخار (همین موتور در مدل 350GT با توان ۵۲۶ اسب‏بخار ارائه می‏شود) و موتور ۴ سیلندر 3/۲ لیتری با توان ۳۱۰ اسب‏بخار را در نظر گرفته که به EcoBoost معروف است. 
خودروی مورد آزمون ما هم به موتور ۴ سیلندر مجهز بود و می توانست از هر لیتر ۱۳۵ اسب‏بخار توان گرفته و در دور موتور ۵۵۰۰ دور بر دقیقه توان تولیدی را به بیشترین حد خود برساند، هم چنین با توجه به سیستم تزریق مستقیم سوخت و توربوشارژر، می‏تواند گشتاور شگفت آور ۴۳۴ نیوتن‏متر را در ۳ هزار دور فراهم کند. این به آن معنی است که به محض کمترین فشار بر پدال گاز، این گشتاور حیرت آور در اختیار راننده است و می‏تواند با توجه به وزن ۱۷۲۱ کیلوگرمی و نسبت وزنی مخصوص ۵/۵، آن را در مدت زمان 1/۶ ثانیه از مرز ۹۶ کیلومتر در ساعت بگذراند.
 البته این موتور با توجه به علاقه آمریکایی‏ها به موتور‏های ۸ سیلندر، به ذائقه نشریات موتور اسپرت آمریکایی خوشایند نیامده و صدای عادی آن را به انتقاد گرفته‏اند ولی باز هم، به خصوص در دورهای بالا دارای غرشی خوشایند است. 
تمام این موتور‏ها به صورت استاندارد توان خود را توسط یک گیربکس ۶ سرعته دستی به چرخ‏های عقب منتقل می‏کنند، که با پرداخت ۱۲۰۰ دلار می‏توان گیربکس ۶ سرعته اتوماتیک را نیز به صورت انتخابی خریداری کرد. که البته گیربکس دستی برای چنین خودرو‏هایی می‏تواند جذاب‏تر باشد ولی نمونه مورد بحث با گیربکس اتوماتیک بود.
 فورد علاوه بر موتور و گیربکس امکان انتخاب دیفرانسل را نیز برای مشتریان امکان پذیر ساخته و با توجه به قدرت و شتاب گیری و نحوه رانندگی می‏توان دیفرانسیل متناسب را انتخاب کرد که همگی از نوع لغزش محدود هستند. 
به محض باز کردن در‏ها سمبل زیبای ماستنگ که اسبی در حال دویدن است، توسط چراغ تعبیه شده در زیر دستگیره درها به روی آسفالت نقش می‏بندد و ارتباط خوبی با سرنشینان برقرار می‏کند و به شما تلقین می‏کند که خود را برای سوار شدن بر رکاب یک اسب سرکش آماده کنید.
اسب سواری به طور عموم ورزش گران قیمت و لوکسی است ولی در ماستنگ قرار نیست این کار با یک اسب گران قیمت و رام! و لوکس انجام شود. در واقع شما سوار بر یک اسب وحشی می‏شوید که قرار است شما را با هیجان همراه کند. 
تاریخچه نام ماستنگ، جدا از اینکه به معنای اسب وحشی است، به سال ۱۹۴۰ برمی‏گردد و نام جنگنده بمب‏افکنی است که در جنگ جهانی دوم به P-51 Mustang شناخته می‏شد. و به همین دلیل طراحان فورد در طراحی داخلی ماستنگ، نیم نگاهی هم به طراحی آن هواپیما انداخته‏اند.
در داخل آن قطعاتی شامل دستگیره در‏ها و تزیینات داشبورد و کلید‏های کنترل ادوات که به رنگ نقره‏ای هستند به یاد بود جنس بدنه آن جنگنده، همگی از آلومینیم ساخته شده و در کنار عقربه سرعت سنج نوشته شده Ground Speed یا سرعت زمینی و در کنار عقربه دور سنج موتور نوشته شده Revolutions per minute که به معنی دوران در هر دقیقه است، و این‏ها هم اصطلاحاتی هستند که در آن هواپیماها برای بیان سرعت و دور موتور به کار گرفته می‏شد. 
پس از قرار گرفتن روی صندلی، اولین چیزی که خودنمایی می‏کند، کیفیت پایین تمامی قطعات داشبورد و صندلی‏ها و سقف است و همه پلاستیکی به نظر می‏رسند به طوری که صندلی‏ها با در نظر گرفتن کار کرد ۶۰ هزار کیلومتری آن کاملاً فرم خود را از دست داده و چرم آن که در مشخصات خودرو از آن به چرم طبیعی یاد شده، تغییر رنگ و شکل داده بود.
 طراحی داخلی آن به خصوص طراحی کلید‏های روی داشبورد، یاد آور همان جنگنده‏ها بوده و حس اسپرتی خوبی را القاء می‏کند ولی همه چیز خیلی پلاستیکی به نظر می‏رسد. حتی اهرم قفل سقف هم دستی بوده و یادآور زمان‏های گذشته و قرون وسطی است. البته به دلیل رنج قیمتی ۳۵ هزار دلاری، شاید امکان این نبوده که از جنس‏های با کیفیت‏تری استفاده می‏کردند ولی هیچ گاه قرار هم نبوده ماستنگ خودروی لوکسی باشد! طرفدار‏های آن فقط به مسابقات درگ فکر می‏کنند و فقط باید در مسیر مستقیم با غرشی خاص و Takeoff نعره بکشد. . . . !
بنابراین بی‏درنگ موتور را روشن می‏کنیم. حتی با این موتور ۴ سیلندر هم در لحظه استارت ماستنگ آمادگی خود را اعلام می‏کند. دسته دنده اتوماتیک بسیار خوش دست آن به همراه کلید‏های پشت فرمان امکان کنترل دور موتور را به شما می‏دهد ولی حتی در حالت تمام اتوماتیک هم گیربکس به زیبایی دنده‏ها را تعویض می‏کند و معکوس‏گیری‏های کاملاً به موقع و سریع انجام می‏شود.
در لحظات اول رانندگی اصلا انتظار نداشتم موتور آن ۴ سیلندر باشد چون دقیقا همانند موتور ۶ سیلندر پر توان است و آن هم به خاطر بوجود آمدن بیشترین گشتاور در ۳ هزار دور است که با کوچکترین فشار بر پدال گاز دماغه آن برخواسته و لذت شتاب‏گیری را صد چندان می‏کند.
البته می‏توان تجسم کرد که رانندگی با موتور ۸ سیلندر و یا مدل شلبی چقدر می‏تواند جذاب و مفرح باشد. به طور کلی سواری آن نرم است و همین نرمی تا حدودی حس اعتماد را از راننده می‏گیرد و خبری از خشکی و کوبش‏های خودرو‏های اسپرت در آن نیست و در عین حال به دلیل وزن و پهنای آن، در سر پیچ‏ها با تحمل ۹۴/0 جی (کامارو ۸۹/0 جی)، چسبندگی قابل قبولی از خود به نمایش می‏گذارد.
تحت هیچ شرایطی نباید توقع هندلینگ خودرو‏های آلمانی را از آن داشت و قرار هم نیست که با آنها مقایسه شود ولی هندلینگ آن نسبت به نسل‏های گذشته کاملاً بهبود یافته و تا حدودی توانسته مشتریان اروپایی را نیز راضی کند، اگر در پیچ‏ها بخواهیم تا بالاترین حد توانش به آن فشار وارد کنیم انتهای خودرو تمایل زیادی به انحراف دارد که اگر موتور ۸ سیلندر و دیفرانسل TORSEN را نیز سفارش دهیم، این داستان می‏تواند بسیار هیجان‏انگیز و یا مخاطره‏انگیز باشد.
واکنش فرمان هم کاملاً مهندسی شده است و از عهده کنترل خودرو بر می‏آید و با ارتباط خوبی که میان راننده و سطح مسیر برقرار می‏کند، به راحتی می‏توان در سرعت‏های مختلف خودرو را کنترل کرد. کلا ارگونومی خودرو بر اساس فیزیک بدنی آمریکایی‏ها طراحی شده و در صندلی‏های جلو فضا کاملاً جا دار و وسیع است ولی در صورت بسته بودن سقف، من با قد حدود ۱۶۵ سانتی‏متر با وجود اینکه صندلی را در ارتفاع درست تنظیم کرده بودم، با دید اطراف مشکل داشتم. البته واقعاً باید این ماشین را با سقف باز رانندگی کرد چرا که لذت واقعی رانندگی فقط در این صورت خودنمایی می‏کند. 
ترمزها هم به نرمی و پرقدرت عمل می‏کنند و می‏توانند وزن 7/۱ تنی آن را در 5/۴۷ متر از ۱۱۰ کیلومتر بر ساعت به توقف کامل برسانند. ولی رقیب هم وطن آن یعنی کامارو با وزن سبک‏تر یک متر زودتر به توقف کامل می‏رسد. در مقام مقایسه با کامارو ۶ سیلندر، با مصرف 7/۸ لیتر در هر صد کیلومتر، ماستنگ ۴ سیلندر با مصرف 6/۷ لیتر در هر صد کیلومتر و ۲۵ اسب‏بخار توان کمتر تا سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت فقط ۱/0 ثانیه پشت کامارو قرار می‏گیرد، ولی در سرعت‏های بالای ۱۵۰ کیلومتر در ساعت، ماستنگ با اتکا به گشتاور بالا، کاملاً رقابت را به نفع خود تغییر می‏دهد. 
در واقع شرکت فورد ۳۰ هزار دلار بابت موتور و گیربکس خوب آن، از شما می‏گیرد و تضمین می‏کند که حتی با موتور ۴ سیلندر آن شما نهایت لذت را ببرید و ۵ هزار دلار مابقی بهای پلاستیک‏های چسبیده به موتور هستند و همانند اسب سواری که هیچ امنیتی ندارید و اگر اسب شما به زمین خورده و آسیب ببیند شما هم تا مرز مرگ پیش خواهید رفت، ماستنگ هم با دریافت دو ستاره ایمنی از شرکت EURO-N-CAP هیچ گونه مسئولیتی در قبال سلامتی شما بر عهده نمی‏گیرد و همین نکته سواری آن را هیجان‏انگیزتر می‏کند. 
 

 

مدل خودرو

FORD Mustang 2016

قیمت نمونه مورد آزمون

۳۸ هزار دلار

رقبا در بازار آمریکا

Chevrolet Camaro , Dodge Challenger

آرایش موتور

۴ سیلندر خطی توربو

حجم موتور (لیتر)

3/۲

توان موتور (اسب بخار/دور موتور)

5000/310

گشتاور موتور (نیوتن‏متر/دور موتور)

3000/434

گیربکس

۶ سرعته اتوماتیک

سیستم انتقال قدرت

RWD

وزن (کیلوگرم)

۱۷۲۱

شتاب صفر تا صد کیلومتر (منتشر شده توسط سازنده)

1/۶ ثانیه

طول/عرض/ارتفاع (میلی‏متر)

1381/1916/4784

حجم مخزن سوخت (لیتر)

۶۰

حجم صندوق بار (لیتر)

۳۱۱

ابعاد تایر

235/50R18

شعاع چرخش (متر)

7/۵

مصرف سوخت ترکیبی در نمونه مورد آزمون (لیتر در 100 کیلومتر)

6/۷

           

 

 
عکاس: علی رزوان
تصاویر
OK
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
آدرس ايميل شما:
آدرس ايميل گيرندگان:
هر یک از ایمیل ها را در یک سطر وارد نمایید، حداکثر ۲۰ آدرس